على محمدى خراسانى

289

شرح رسائل (فارسى)

معلوم و متيقن است يا از راه نص واضع مثل اينكه واضع بگويد : وضعت لفظ الصعيد لمطلق وجه الارض و . . . يا از راه نقل متواتر از قول واضع و يا از راه استقراء كامل موارد استعمال و . . . و امّا در هيئت الفاظ چه مفرده و چه مركبه از قبيل هيئت مشتقات و جملات شرطيه و . . . وظيفهء مجتهد اوّلا مراجعه به كتب ادبيات عرب و قواعد ادبيات عرب است و از طريق اجماع علماء ادبيات عرب مىتوان معناى فلان جمله را بدست آورد و ثانيا از راه تبادر فلان معنا به ذهن با انضمام اصالة عدم القرينه چون تبادر به تنهائى دليلى بر حجيت آن اقامه نشده ولى اصالة عدم القرينه به نظر مرحوم شيخ حجت است از راه بناء عقلا منظور اينست كه مثلا از كلمهء اسد حيوان مفترس تبادر مىكند ولى شك داريم كه آيا به ذهن عربها اين معنا با كمك قرائن خاصهء خارجيه تبادر مىكند و يا از خود لفظ عند الاطلاق اين معنا متبادر است اين قسمت را با اصل عدم قرينه تأمين مىكنيم باز هم به معناى كلام مىرسيم البته از راه تبادر و اصل عدم قرينه گاهى به معناى حقيقى و موضوع له اصلى و اوّلى كلمه دست مىيابيم فى المثل از صيغهء افعل عند الاطلاق به ذهن عرف وجوب تبادر مىكند اصل هم اينست كه بدون قرينه باشد پس يقين مىكنيم كه هيئت امر حقيقت در وجوب است و يا مثلا از جملهء شرطيه انتفاء الحكم عند انتفاء الشرط استفاده مىشود و اصل هم آنست كه قرينهء خارجيه دخالتى ندارد پس مطمئن مىشويم كه هيئت تركيبيه جمله شرطيه ظهور در مفهوم دارد و هكذا جمله غائيه و . . . و گاهى از راه تبادر بانضمام اصل عدم قرينه به ظهور عرفى مىرسيم و لو به موضوع له اصلى نرسيم فى المثل از امر عقيب الحظر مجرّد رفع الحظر تبادر مىكند نه